سفرنامۀ تور بلاروس

از چند ماه پیش برنامه برای یک سفر چهار روزه به شهر مینسک در کشور بلاروس بسته شده بود. پس از گرفتن boarding pass برای سوار شدن به پرواز اکراینی آماده می شدم. وقت کافی داشتم که ادامۀ مسیرم از کیف به مینسک را به صورت آنلاین چک این کنم. با این کار علاوه بر صرفه جویی در وقت، امکان انتخاب جای صندلی خودم در هواپیما را هم داشتم؛ هرچند فرق چندانی هم نداشت و همۀ صندلی ها با فاصلۀ کمی از هم قرار داشتند. اما به هر حال برای یک سفر کوتاه مدت قابل تحمل بود. به فرودگاه کیف (Kiev) که رسیدیم فرصت کوتاهی برای گشت زدن در فروشگاه های duty free فرودگاه بوریسپیل داشتم. بعداً که به فرودگاه مینسک رسیدیم فهمیدم که فری شاپ کیف بسیار بزرگ تر از فری شاپ مینسک بوده و از خریدی که در فرودگاه اکراین داشتم احساس رضایت کردم.

کمی پیش از فرود به فرودگاه مینسک، تعدادی فرم توسط مهمانداران به مسافران داده شد که باید حتماً به هنگام کنترل پاسپورت به صورت تکمیل شده ارائه می دادند تا مهر بخورد. پیشنهاد می کنم اگر به کشور بلاروس سفر می کنید یک خودکار همراه داشته باشید که در فرودگاه به دنبال خودکار برای پر کردن فرم نگردید.

در فرودگاه مینسک، تعدادی سؤال متداول شد که غالباً از همۀ مسافران پرسیده می شود؛ مانند این که شرکتی که در بلاروس برای شما دعوتنامه فرستاده نامش چیست؟ چقدر پول همراه دارید و … که کافی است نام درست شرکت را به یاد داشته باشید و بگویید کمتر از 10 هزار دلار. چون این که دقیقاً چقدر پول دارید اهمیت چندانی برای آنها ندارد؛ بلکه مهم این است که کمتر از 10 هزار دلار باشد.

در فرودگاه آقای ابراهیم و خانم لیودمیلا به استقبال ما آمدند و به همراه گروه به سمت هتل ترانسفر شدیم.

 هتل رونسانس، یک هتل پنج ستارۀ خوب در بخش مرکزی شهر واقع شده بود. واقعاً باید گفت که در حد یک هتل پنج ستارۀ خوب بود. اتاق های هتل مجهز به سیستم تهویۀ مطبوع، تخت خواب، میز تحریر، بالکن، سرویس و حمام با متریال مرغوب بودند. از دیگر امکانات اتاق می توان به مینی بار، safe box و اتو اشاره کرد. فضای اتاق به اندازۀ کافی و دلباز بود. یک دوش گرفتم و کمی استراحت کردم. چون ساعت از چهار بعد از ظهر گذشته بود اشتهایی برای خوردن نهار نداشتم. چون ساعت 18:00 باید در لابی آمادۀ گشت و گذار در شهر مینسک و نهایتاً صرف شام می شدیم. راستی ساعت به وقت محلی یک ساعت و نیم از تهران عقب تر بود.

سوار مینی بوس شدیم و به سمت مکان های دیدنی به راه افتادیم. چون هتل ما در بخش مرکزی شهر (نه کاملاً مرکز) واقع شده بود، خیلی زود به محل مورد نظر رسیدیم. ساختمان کوچکی که در میدان لنین بیش از همه توجه ام را جلب کرد، کلیسای قرمز رنگی بود که نامش کلیسای سیمون و یلنا بود. بر خلاف مذهب اکثریت مردم بلاروس که ارتدوکس هستند، این کلیسا، یک کلیسای کاتولیک بود که فعال بود و می شد از آن بازدید نمود. البته با حفظ احترام افرادی که برای عبادت به کلیسا می آمدند.

 از کلیسا بیرون آمدیم و به بخش های دیگر هم نظری انداختیم، مجسمۀ لنین توجه ام را به خود جلب کرد. یک دم با خودم فکر کردم چرا باید کسی که با اندیشه های مارکسیستی – کمونیستی خود، باعث عقب ماندگی کشور روسیه و سایر کشورهای کمونیستی شده همچنان محترم شمرده شود، در حالی که همه می دانیم مارکسیسم امروزه یک اندیشۀ شکست خورده است و اصرار بیجا بر این مکتب، باعث عقب ماندگی کشورهای کمونیستی شده بود. به هر روی، امروز رد بسیاری از شهرها برای این شخص مجسمه هایی ساخته شده و با احترام یاد می شود

ساختمان های دیگری هم در اطراف میدان لنین جلب توجه می کرد، مانند دانشکدۀ تربیت مدرس، خانۀ دولت، موزۀ تاریخ سینمای بلاروس و چند دانشکدۀ دیگر. زیر این میدان هم یک مرکز خرید بزرگ با قیمت های مناسب قرار داشت. پس از شنیدن توضیحاتی از لیدر و گرفتن چند عکس در محوطه برای رفتن به ساختمان کتابخانۀ ملی آماده شدیم. بالای این ساختمان یک دید پانورامیک به دورتا دور شهر به بازدیدکنندگان می دهد. ساختمان پرنور مرکز خرید “دانا سنتر” در شب جلوۀ ویژه ای دارد.

به کافی شاپ و رستوران ساختمان کتابخانۀ ملی برگشتم و به منوی غذاها و نوشیدنی ها نگاهی انداختم. در مورد خوراکی ها از لیدر پرسیدم و فهمیدم سیب زمینی نقش مهمی در غذاهای بلاروسی دارد! شکلی از سیب زمینی رنده شده و سرخ شده که به آن “درانیکی” می گویند. این درانیکی در ترکیب با گوشت، مرغ، سبزیجات و چیزهای دیگر سرو می شود. البته به صورت جداگانه هم در وعده های غذایی سرو می شود. صبح روز بعد در میان خوراکی های صبحانه، درانیکی توجهم را به خودش جلب کرد. غذایی که آن شب در ساختمان کتابخانۀ ملی سفارش سفارش دادم ترکیبی بود از چند تکه درانیکی، سینۀ مرغ، بادمجان، فلفل و سس مخصوص. چندان مورد پسندم نبود، ولی از این که ذائقۀ خوراکی جدیدی تجربه می کردم کاملاً راضی بودم.

درانیکی  از خوراک های معروف کشور بلاروس

 

پس از شام برای بازدید از چند مرکز تفریحی شبانه به راه افتادیم که در نوع خود جالب بود.

روز دوم باید برای بازدید از چند هتل آماده می شدیم. ساعت 9 پس از صرف یک صبحانۀ مختصر به سمت هتل های مورد بازدید روانه شدیم. در مورد صبحانۀ هتل باید این را بگویم که تنوع قابل قبولی برای صبحانه مشاهده می شد و میوه هم سرو می شد.

در میان هتل ها، هتل مینسک توجهم را به خودش جلب کرد. یکی هتل 4 ستاره در نزدیکی میدان لنین و چند جاذبۀ تاریخی. با وجود چهار ستاره بودن، اما هتل خوبی به نظر می رسید. اندازۀ اتاق ها استاندارد و مناسب یک اقامت یک هفته ای بود. هتل انواع امکانات اقامتی برای یک سفر به یاد ماندنی را در خود داشت. نکتۀ جالب در مورد این هتل این بود که بسیاری از شخصیت های سیاسی، ورزشی، هنرمندان و افراد مشهور روزی در این هتل اقامت داشته اند؛ از میان آنها عکس سرگی لاورف، میشل پلاتینی، سپ پلاتر و خوانندۀ مشهور روس، آلا پوگاچِوا در نگاه اول توجهم را جلب کرد. ساختمان هتل مینسک به دهۀ پنجاه قرن بیستم میلادی بر می گردد، اما بعداً این هتل بازسازی شده و امکانات آن به روز شده است.

منظره ای از بالای هتل مینسک به سمت میدان لنین و چند یادمان تاریخی

 

سپس به بازدید هتل سه ستارۀ نازامکاوا رفتیم. ساختمان هتل حالتی قدیمی داشت و احتمال می دادیم اتاق های بسیار نامناسبی داشته باشد، اما بر خلاف تصور ما اتاق های مناسبی داشت. چه از نظر سایز و چه از نظر امکانات اتاق، فرا تر از انتظاری بود که از یک هتل سه ستاره داشتیم. در بازدید های بعدی از هتل های دیگر متوجه شدیم که هتل های سه ستارۀ شهر مینسک همگی دارای کیفیت بالایی هستند. یکی از دلایلی که چنین هتل هایی ستاره های بیشتری نگرفته اند عدم داشتن برخی امکانات مانند استخر و سالن همایش بوده است؛ اما از نظر اقامت در اتاق، واقعاً فراتر از سه ستاره هایی که انتظار داشتیم بودند. پس از بازدید از چند هتل دیگر وقت آزاد داشتیم تا به گردش یا استراحت بپردازیم.

در میان هتل هایی که آن روز بازدید کردیم یک هتل سه ستارۀ دیگر بسیار جالب و منحصر به فرد بود. هتل مناستیرسکی، تا چند دهه پیش یک صومعه بوده و کاربرد هتلی نداشته است. چند سالی است که کاربرد این ساختمان تغییر کرده و به هتل تبدیل شده است. اگرچه اقامت در چنین مکانی کمی دلگیر و خسته کننده به نظر می رسد، اما از این نظر که شما در یک ساختمان تاریخی اقامت خواهید داشت شاید برای برخی مسافران جالب به نظر برسد.

روز سوم پس از صرف صبحانه از هتل رنسانس بازدید و سپس چک اوت کردیم و به سمت یک هتل آپارتمان در خارج از بخش مرکزی شهر به راه افتادیم. البته پیش از ورود به آن، چند ساعت در شهر مینسک به بازدید از هتل های دیگر، یک مرکز توریسم سلامت و موزۀ جنگ پرداختیم. پیش از ورود به موزه وارد پارکی شدیم که “پارک – موزۀ پیروزی” نام داشت.

محوطۀ سرسبزی بود که چند قدم آن طرف تر، وارد موزه ای می شدیم که تاریخ جنگ جهانی دوم و مقاومت شهر مینسک در برابر ارتش نازی را می توان به خوبی در آن دید. در ورودی موزه نقطه ای جلب توجه می کرد که کلنگ موزه را در آنجا زده بودند.

موزه شامل موارد بسیاری بود که به طور طبیعی نگهداری یا بازسازی و یا ماکت شده بود. از هواپیما، تانک و ادوات جنگی و سلاح های روسی و آلمانی تا سبک مبارزۀ پارتیزانی و بازسازی نبرد ها و پخش فیلم، تا روزنامه های زمان جنگ، مدال ها و نشان های افتخار، یادبود ها و بسیاری چیزهای جذاب دیگر همگی در این مجموعه گردآوری شده بود. جنایات نازی ها توسط راهنمای موزه بازگو می شد که همزمان مترجم فارسی زبان آن را ترجمه می کرد. به راستی جنگ بد و ویرانگری بود. به تاریخ خودمان فکر کردم و حملۀ متفقین به کشور عزیزمان. بلاروس های دوستداشتنی ای که مظلومانه از جنایت های تأثر برانگیز نازی ها سخن می گفتند، شاید خبر نداشتند که برادران روسشان در همین جنگ جهانی دوم چه بی دلیل شهرهای آذربایجان عزیز ما را بمباران کرده و چه جنایت هایی به همراه متفقان انگلیسی خود در ایران مرتکب شدند. به هر حال از دیدن این موزه باید درسی می گرفتیم که گرفتیم. یادآوری از کینه های گذشته دردی را دوا نمی کرد و خود نیز دردی بود!

حس کردم مدت زیادی سر پا ایستاده ام و به داستان های تلخ جنگ جهانی دوم گوش می کنم. شاید اگر در حد یک ساعت یا کمی بیشتر می بود، رضایت بیشتری از این بازدید در من حاصل می شد. در پایان به طبقۀ بالای موزه رفتیم؛ جایی بود که همه در آنجا عکس یادگاری می گرفتند و بالایش پرچم سرخی با نماد داس و چکش کمونیست ها بود. از آنجایی که من به مکتب کمونیزم، یا مارکسیسم و مکاتب اینچنینی هرگز ارادتی نداشته ام از گرفتن این عکس صرف نظر کردم.

سپس به سمت “کامفورت هتل آپارتمنت” یا هتل آپارتمان کامفورت رفتیم که کمی با بخش مرکزی شهر مینسک فاصله داشت. وقتی کلید اتاقم را تحویل گفتم که یک کلید معمولی بود، کلی توی ذوقم خورد. اولین بار بود که از یک هتل، کلید غیر الکترونیک و معمولی برای باز و بسته کردن اتاقم می گرفتم. البته برای امنیت هتل تدابیر دیگری اندیشیده شده بود مثلاً در ورودی هر بلوک، به صورت الکترونیک باز می شد و افراد متفرقه امکان ورود به آن را نداشتند. وارد اتاقم که شدم کمی جا خوردم. یک اتاق بزرگ، دست کم 40 متر، (یعنی به اندازۀ یک اتاق دیلاکس و یا حتا بزرگتر در یک هتل پنج ستاره) دارای امکانات مطلوب که باز هم از یک هتل آپارتمان سه ستاره انتظار نمی رفت! البته نه مینی باری در کار بود و نه امکانات لوکسی مانند آنچه که در رونسانس دیدم؛ اما تقریباً هر چیزی که برای یک اقامت ضروری باشد در خود داشت. اتاقم دارای کمد و کفش کن، سرویس بهداشتی و حمام مجهز به وان، آشپزخانه دارای یخچال (یخچال متوسطی که اندازه اش دو برابر یخچال مینی بار هتل ها است) مایکروویو، و اجاق گازی که به صورت الکترونیک روشن می شد. در کابینت تعدادی لیوان و ظرف، حتا برای پخت و پز هم موجود بود. در اتاق علاوه بر تخت خواب و تلویزیون LCD، یک میز و چند مبل یک نفره هم موجود بود تا اگر مهمانی داشتیم بر روی آن از میهمان خود پذیرایی کنیم. هم هتل رنسانس و هم هتل آپارتمان کامفورت، دارای نور خوبی در شب بودند. ست چای قهوه به همراه یک بطری آب یک لیتری در آشپزخانه حاضر بود. البته بر خلاف بسیاری از کشورها در بلاروس می توان از آب لوله کشی هم برای نوشیدن استفاده نمود.

اتاق هتل آپارتمان کامفورت

 

چون در ماه آوریل سفر کرده بودیم، هوای شهر مینسک هنوز به آن گرمای بهاری که در ایران تجربه می کنیم نرسیده بود. به همین دلیل فضای اتاق در شب کمی سرد بود. با این حال شوفاژ ها در این فصل کار نمی کرد، چون دولت هزینۀ گاز آن را فقط در فصل پاییز و زمستان پرداخت می کند. اما دما و فشار آب گرم حمام و آشپزخانه بسیار مطلوب و راضی کننده بود. نیمه شب از خواب بیدار شدم که دیدم چراغ اتاقم روشن است و آن را خاموش نکرده بودم! کمی احساس سرما هم کردم و دیدم که فراموش کرده ام پنجرۀ اتاقم را ببندم! اما خوشبختانه سرما نخوردم. چراغ ها را خاموش کرده و به خواب رفتم. صبح روز بعد باران لطیفی می بارید که در آن هوای تمیز بهاری حس بسیار خوبی به من داده بود. در مورد بلاروس، با توجه به سابقۀ کمونیستی آن، انتظار شهر به این تمیزی را نداشتم. هوای شهر به قدری تمیز و خوب بود که حس می کردم بر قوۀ بینایی ام افزوده شده! کنتراست به کار رفته در رنگ های سبز و سرخ و سفید و رنگ های دیگر ساختمان های این کشور به دلیل تمیزی هوا و خالی بودن از دود و کثیفی بسیار جلوۀ خوبی در دید هر بازدیدکننده ای داشت و از آن بسیار لذت بردم.

برنامۀ روز چهارم بسیار فشرده بود و باید پیش از هر کاری چمدانم را می بستم و برای چک اوت و یک گشت هیجان انگیز آماده می شدم. بنا بر این به سرعت دوش گرفتم و آماده شدم. بستن چمدان روز آخر و جا دادن سوغاتی ها کار آسانی نبود و زمان زیادی گرفت. به همین دلیل از خوردن صبحانه صرف نظر کردم. به موقع در لابی حاضر شدم و به سمت مجموعۀ دودوتکی پیش رفتیم. خانم آنا هم در این هنگام به ما اضافه شده بود که چون اهل بلارس بوده و به زبان روسی و فارسی تسلط کامل داشتند، برای ما موهبتی در انتقال معانی و تعارف های ایرانی با افراد خارجی به شمار می رفت!

گشت دودوتکی

پیش از پرداختن به آن باید بگویم که کشور بلاروس، یک کشور کشاورزی است. یعنی اقتصاد آن در درجۀ اول بر پایۀ کشاورزی است و درآمد سرانۀ ملی از این راه بیش از سایر فعالیت های اقتصادی به دست می آید. بنا بر این دیدن شکل سنتی کشاورزی و به طور کلی زندگی سنتی مردم بلاروس خالی از لطف به نظر نمی رسید. با این پیش زمینۀ فکری وارد مجموعۀ دودوتکی شدیم. مجموعه شامل رستوران با غذاهای محلی، مکانی برای نگهداری اسب و برخی حیوانات اهلی، کارگاه آهنگری، کارگاه سفالگری به سبک بلاروسی، نانوایی و چشیدن خوراک و نوشیدنی سنتی مردم بلاروس بود.

 علاوه بر این از یک آسیاب بادی در کمی آن طرف تر از مجموعه دیدن کردیم که به صورت سنتی گندم را آرد می کرد و همچنان باقی مانده بود. در این مجموعه همچنین فروشگاه صنایع دستی و نمایشگاه اتومبیل های قدیمی نیز دیده می شد. همچنین از یک خانه که به سبک خانه های روستایی قدیمی کشور بلاروس ساخته شده بود بازدید کردیم. جایگاه پدر و مادر و فرزندان در خانواده و باورهای فولکوریک مردم بلاروس برایم جالب بود. خانوادۀ کامل از نظر آنها یک خانوادۀ 7 نفره بود؛ پدر، مادر، سه فرزند (یک دختر، یک پسر و یکی دیگر برای جنگ احتمالی)، پدربزرگ و مادربزرگ. به خوبی می توان تقدس عدد 7 را در این باور عامیانۀ مردم بلاروس مشاهده نمود که به باورهای ما نیز کمی شباهت دارد. همچنین در خانه های قدیمی چیزی بود شبیه کرسی خودمان که در قدیم با آن گرم می شدند. برخی ابزار آلات قدیمی، سفال، نعل اسب، خورد و خوراک، همگی در این مجموعه از تولید به مصرف وجود داشت.

موقع نهار برای صرف خوراکی که پیشتر سفارش داده بودیم وارد رستوران مجموعه شدیم. در منوی غذا علاوه بر درانیکی که از سیب زمینی تهیه می شود و در بسیاری از غذاها به کار می رود، یک غذای دیگر هم چشمم را به خودش جلب کرد که چند بار نامش در منو تکرار شده بود. این غذا “ماچانکا” نام داشت که از گوشت خوک تهیه می شود. از آنجایی که من هرگز هیچ گوشت قرمزی نمی خورم، یک غذای مرغی، یک نیمروی محلی و کمی سیب زمینی سرخ کرده سفارش دادم که اگر مرغش باب میلم نبود گرسنه نمانم و به اصطلاح “مفت نباخته باشم”! البته به مردم بلاروس ایرادی نمی گیرم اگر نتوانند پاسخگوی ذائقۀ مشکل پسند ما باشند، اما ترجیح می دهم از اول حسابی روی خوشمزه بودن غذاها باز نکنم. ما سفر می کنیم که سبک تازه ای از هر چیز را بیازماییم؛ پس با خودم قرار گذاشتم اگر طعم غذا باب میلم نبود اوقات تلخی نکنم! مرغی که خوردم به سلیقۀ من مزه دار نشده بود، اما قابل خوردن بود و همین که یک غذای محلی جدید را تجربه می کردم برایم ارزشمند بود. نیمرویی هم که خوردم بر خلاف نیمروهای هتل، به خوبی برشته شده بود، زرده اش هم بیش از حد سفت نشده بود و در آن بی مزگی غذاها، این یکی خیلی به من مزه داد! پیش از ظهر هم که مقداری نان و پنیر و کرۀ محلی و خوراکی های دیگر تجربه کرده بودیم که تا عصر که هنگام پرواز برگشتمان بود احساس گرسنگی نکنیم. روی هم رفته تجربۀ سفر بی نظیری بود که اگر به دودوتکی نمی آمدیم، ندانسته نیمی از لذت سفرمان را از دست داده بودیم، بدون این که بدانیم از چه چیزی محروم شده ایم.

بازدید از یک مجموعۀ توریستی – درمانی

مجموعۀ ساناتوری یوناسم، Санаторий Юносмь یک مجموعۀ هتلی – درمانی است. فرد در این مجموعه ابتدا با هزینه ای حدود 75 دلار چک آپ کامل می شود؛ سپس بسته به تشخیص پزشک، از 8 روز تا هر چند روزی که لازم باشد در این مجموعه اقامت می کند و زیر نظر پزشکان، معالجه می شود. اتاق های تشخیص بسیاری در اینجا وجود دارد که سطح توانانیی های جسمی – حرکتی، بینایی، قلب و عروق و توانایی های دیگر فرد سنجیده می شود و بر اساس آن برنامۀ درمانی شامل انجام ورزش ها و حرکات موضعی، ماساژ، درمان با آب، تجویز دارو و متد های دیگر درمانی تحت نظر خواهد بود. هزینۀ 8 روز اقامت فرد با وعده های غذایی اش در این مجموعه کمتر از 700 دلار خواهد بود.

ما در روز سوم سفرمان ا این مجموعه بازدید کرده و امکانات آن را مورد بررسی قرار دادیم. با توجه به قیمت آن در مقایسه با اقامت در هتل، برای افرادی که سفر و درمان، هر دو را با هم می خواهند می تواند مکان مناسبی باشد. غذاهایی که در رستوران بیمارستان سرو می شود هم دارای منوی عادی و هم منوی رژیمی می باشد. این تنها مجموعه در کل کشور بلاروس نیست که چنین امکاناتی را فراهم آورده است، اما با توجه به پر بودن اتاق های اقامتی این مجموعه، می توان به کیفیت آن اطمینان کرد.

چند نکته در مورد سفر به بلاروس

واحد پول بلاروس روبل است و ارزش آن برابر نیم دلار آمریکاست.

سیم کارت ایران در بلاروس کار نمی کند. با مبلغی در حدود 7 الی 10 یورو می توانید یک سیم کارت بخرید و اینترنت خود را به اندازۀ قابل توجهی شارژ کنید.

در اکثر پارک ها و mall ها اینترنت رایگان وجود دارد. اما از شما یک شماره تلفن می خواهد تا پسورد را برایتان sms کند. بنا بر این سعی کنید به محض ورود در همان روز اول یک سیم کارت بلاروسی بخرید تا مشکلی از بابت ارتباط با دیگران و اینترنت و نقشه و جستجوی مسیر نداشته باشید.

کشور بلاروس در حدود 10 میلیون نفر جمعیت دارد که دو میلیون نفر از این تعداد در شهر مینسک هستند.

در تمام باشگاه های بازی باید حتماً پاسپورت به همراه داشته باشید، در غیر این صورت به شما اجازۀ ورود نمی دهند.

فروشگاه ها (به جز فرودگاه) فقط روبل بلاروس قبول می کنند. اگر دلار یا یورو همراه خود دارید در بانک ها با روبل عوض کنید.

برای حمل و نقل شهری حتماً به تاکسیمتر راننده نگاه کنید. اپلیکیشن اوبر در بلاروس فعال است، اما برای پرداخت باید حتماً credit card داشته باشید. در صورتی که مشکل زبان ندارید و می توانید روسی صحبت کنید می توانید از 135 تاکسی بگیرید، در غیر این صورت برای مشخص شدن مقصد، می توانید از کافه ها و رستوران ها بخواهید که برایتان تاکسی بگیرند. اکثر مردم این کشور تسلطی به زبان انگلیسی ندارند، پس سعی کنید آدرس را دقیق به راننده بگویید.

هنگام بازدید از کلیساها به هیچ وجه پشت به تابلوی مسیح نایستید و سلفی بگیرید! چون این یک بی حرمتی به مسیحیان حاضر در کلیسا محسوب می شود.

پیشنهاد می کنیم برای شتاب بخشیدن به فرآیند ورود به بلاروس، پیش از رسیدن به فرودگاه، فرم ورود به کشور بلاروس را در همان هواپیما پر کنید و همراه خود داشته باشید.

در گشت های گروهی از گروه جدا نشوید، مخصوصاً اگر به زبان خارجه مسلط نیستید.

مراکز خرید گوم، تسوم، گالیلئو، گالریا، دانا سنتر، از جمله مراکز خرید متداول برای توریست ها هستند.

امیدواریم مسافر بعدی ما در سفر به کشور بلاروس باشید. تور بلاروس آژانس 90 پرواز می تواند مطابق با سلیقۀ شما به صورت گروهی و انفرادی تنظیم شود.